این روزها

این روزها سخاوت باد صبا کم است

یعنی خبر ز سوی تو این روزها کم است

اینجا کنار پنجره تنها نشسته ام

در کوچه ای که عابر درد آشنا کم است

من دفتری پر از غزلم، ناب ناب ناب

چشمی که عاشقانه بخواند مرا کم است

باز آ ببین که بی تو در این شهر پر ملال

احساس ، عشق ، عاطفه ، یا نیست یا کم است

اقرار می کنم که در اینجا بدون تو

حتی برای آه کشیدن هوا کم است

دل در جواب زمزمه های بمان من

می گفت می روم که در این سینه جا کم است

غیر از خدا که را بپرستم؟ تو را ، تو را

حس می کنم برای دلم یک خدا کم است

محمد سلمانی

 



:: موضوعات مرتبط: دیوان اشعار , ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : sepehr
تاریخ : جمعه 11 / 6 / 1394
مثنوی هفتاد "من" مولوی

مَن اگر با مَن نباشم می شَوَم تنها ترین
کیست با مَن گر شَوَم مَن باشد از مَن ماترین

مَن نمی دانم کی ام مَن ، لیک یک مَن در مَن است
آن که تکلیف مَنَش با مَن مَنِ مَن ، روشن است

مَن اگر از مَن بپرسم ای مَن ای همزاد مَن !
ای مَن غمگین مَن در لحظه های شاد مَن !

هرچه از مَن یا مَنِ مَن ، در مَنِ مَن دیده ای
مثل مَن وقتی که با مَن می شوی خندیده ای

هیچ کس با مَن ، چنان مَن مردم آزاری نکرد
این مَنِ مَن هم نشست و مثل مَن کاری نکرد

ای مَنِ با مَن ، که بی مَن ، مَن تر از مَن می شوی
هرچه هم مَن مَن کنی ، حاشا شوی چون مَن قوی

مَن مَنِ مَن ، مَن مَنِ بی رنگ و بی تأثیر نیست
هیچ کس با مَن مَنِ مَن ، مثل مَن درگیر نیست

کیست این مَن ؟ این مَنِ با مَن زمَن بیگانه تر
این مَنِ مَن مَن کنِ از مَن کمی دیوانه تر ؟

زیر باران مَن از مَن پر شدن دشوار نیست
ورنه مَن مَن کردن مَن ، از مَنِ مَن عار نیست

راستی ! این قدر مَن را از کجا آورده ام ،
بعد هر مَن بار دیگر مَن ، چرا آورده ام ؟

در دهان مَن نمی دانم چه شد افتاد مَن
مثنوی گفتم که آوردم در آن هفتاد من !



:: موضوعات مرتبط: دیوان اشعار , ,
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : sepehr
تاریخ : جمعه 11 / 6 / 1394
ﺯﻧﺪﮔﯽ

ﺯﻧﺪﮔﯽ "
ﻣﻌﻠﻢ ﺍﺳﺖ .
" ﺯﻧﺪﮔﯽ " ﺑﻪ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺁﻣﻮﺯﺩ ﮐﻪ ﺷﺘﺎﺏ ﻧﮑﻨﯽ .
ﻣﯽ ﺁﻣﻮﺯﺩ ﻭﻗﺘﯽ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺑﺮﺳﯽ، ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ، ﻣﯽ
ﺑﯿﻨﯽ ﺁﻥ ﻗﺪﺭ ﻫﻢ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼ، ﻣﻬﻢ ﻧﺒﻮﺩﻩ؛ﺷﺎﯾﺪ ﺍﺻﻼ ﻣﻬﻢ ﻧﺒﻮﺩﻩ؛ﺷﺎﯾﺪ ﻣﻮﺟﺐ
ﺍﻧﺪﻭﻫﺖ ﻧﯿﺰ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ...
" ﺯﻧﺪﮔﯽ " ﻣﯽ ﺁﻣﻮﺯﺩ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ، ﺁﻥ ﻗﺪﺭﻫﺎ ﻫﻢ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ، ﺳﺨﺖ ﻧﯿﺴﺖ .
ﻣﯽ ﺁﻣﻮﺯﺩ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﯼ ﻟﺤﻈﺎﺕ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻟﺤﻈﺎﺕ ﻭ
ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺭﺍ ﺗﻮ ﻫﺮﮔﺰ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﻧﺨﻮﺍﻫﯽ ﺁﻭﺭﺩ ...ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﻋﺒﻮﺭ ﮐﺮﺩﯼ، ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﯽ
ﺷﻮﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻟﺤﻈﺎﺕ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﻋﻤﺮﺕ، ﺑﯽ ﺩﻟﯿﻞ، ﺑﯽ ﺗﺎﺑﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ
ﺩﺍﻧﺴﺘﯽ ...
" ﺯﻧﺪﮔﯽ " ﻣﯽ ﺁﻣﻮﺯﺩ ﺁﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺗﻠﺨﯽ ﻫﺎ ﻣﯽ ﮔﺮﯾﺰﻧﺪ، ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﺭﺍ ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﭼﺸﯿﺪ ﻭ
ﺁﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺳﺨﺘﯽ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻨﺪ، ﺑﻪ ﺁﺳﻮﺩﮔﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺭﺳﯿﺪ .
ﺍﻭ ﻣﯽ ﺁﻣﻮﺯﺩ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﮐﺎﻡ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺗﻠﺦ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﻏﯿﺮﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﺎﻡ ﺧﻮﺩﺵ ﺷﯿﺮﯾﻦ
ﺑﺎﺷﺪ ...
" ﺯﻧﺪﮔﯽ " ﻣﯽ ﺁﻣﻮﺯﺩ ﮔﺬﺷﺖ ﻭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﺣﺲ ﺑﯽ ﻧﻈﯿﺮﯼ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ .
ﺍﻭ ﻣﯽ ﺁﻣﻮﺯﺩ ﺑﺎﺭ ﺑﺮ ﺩﻭﺵ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻧﻬﺎﺩﻥ، ﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ
ﺩﻭﺵ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻦ، ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺳﺒﮑﺒﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .
" ﺯﻧﺪﮔﯽ " ﻣﯽ ﺁﻣﻮﺯﺩ ﺳﺎﺩﮔﯽ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ﺍﺳﺖ



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , ,
|
امتیاز مطلب : 8
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : sepehr
تاریخ : جمعه 11 / 6 / 1394
بخون قشنگه

آتش و آب و آبرو با هم.
هر سه گشتند. در سفر. همراه.

عهد کردند. هر يکى گم شد.
با نشانى ز خود. شود پيدا.

گفت آتش. به هر کجا دود است.
ميتوان يافتن. مرا آنجا.

آب گفتا. نشان من پيداست.
هر کجا باغ هست و سبزه بيا.

آبرو رفت و گوشه اى بگرفت.
گريه سر داد. گريه اى جانکاه.

آتش آن حال ديد و حيران شد.
آب. در لرزه شد. ز سر تا پا.

گفتش آتش. که گريه ى تو ز چيست ؟
آب گفتا. بگو نشانه چو ما

آبرو لحظه اى به خويش آمد
ديدگان پاک کرد و کرد نگاه

گفت. محکم مرا نگه داريد
گر شوم گُم نميشوم پيدا
«رهی معیری»



:: موضوعات مرتبط: دیوان اشعار , ,
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : sepehr
تاریخ : شنبه 10 / 6 / 1394
...

زاهدی گوید: جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد:

اول- مرد فاسدی از کنار من گذشت. من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد.

گفت: ‌ای شیخ! خدا می‌داند که فردا حال ما چه خواهد بود!

دوم- مستی دیدم که ... افتان و خیزان راه می‌رفت. به او گفتم: قدم ثابت بردار تا نیفتی.

گفت: تو با این همه ادعا قدم ثابت کرده‌ای؟

سوم- کودکی دیدم که چراغی در دست داشت. گفتم: این روشنایی را از کجا آورده‌ای؟

کودک چراغ را فوت کرد و آن را خاموش ساخت و گفت: تو که شیخ شهری بگو که این روشنایی کجا رفت؟

چهارم- زنی بسیار زیبا که درحال خشم از شوهرش شکایت می‌کرد. گفتم: اول رویت را بپوشان بعد با من حرف بزن.

گفت: من که غرق خواهش دنیا هستم، چنان از خود بیخود شده‌ام که از خود خبرم نیست. تو چگونه غرق محبت خالقی، که از نگاهی بیم داری؟



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : sepehr
تاریخ : شنبه 10 / 6 / 1394
(( " ﻣﯿﻢ " ﻣﺜﻞ " ﻣﺮﺩ " ))

ﺍﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﺯ ﻭﺑﻼﮒ ﺧﺎﻧﻤﯽ ﺑﻪ‌ ﻧﺎﻡ "ﻣﮋﮔﺎﻥ" ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ، ﺑﻪ ﻧﻈﺮﻡ ﺧﯿﻠﯽ ﺟﺎﻟﺒﻪ، ﺍﻭﻧﻬﻢ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺧﺎﻧﻢ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ !!

ﯾﮏ ﻭﻗﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻣﺮﺩ ﺑﻮﺩﻥ، ﭼﻘﺪﺭ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺩﺭﺩﻧﺎﮎ ﺑﺎﺷﺪ!

ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺍﺯ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﻧﻤﯽ ﮔﻮﯾﺪ...
ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺍﺯ ﺣﻘﻮﻕ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺩﻓﺎﻉ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ...
ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺠﻤﻨﯽ، ﺑﺎ ﭘﺴﻮﻧﺪ «... ﻣﺮﺩﺍﻥ» ﺧﺎﺹ ﻧﻤﯿﺸﻮﺩ...
ﻣﺮﺩ ﻫﺎ ﻧﻤﺎﺩﯼ ﻣﺜﻞ ﺭﻧﮓ ﺻﻮﺭﺗﯽ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ...

ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ...



:: موضوعات مرتبط: احساس نامه , 18+ , آقایان , بانوان , ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
:: ادامه مطلب
نویسنده : sepehr
تاریخ : شنبه 10 / 6 / 1394
ﺁﻣﺪﯼ

ﺁﻣﺪﯼ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﺒﺎﺷﻢ ﺣﯿﻒ ﺗﻨﻬﺎﺗﺮ ﺷﺪﻡ ...
ﺍﺯ ﯾﻘﯿﻦ ﮔﻔﺘﯽ ﺑﺮﺍﯾﻢ،ﭘﺎﮎ ﺑﯽ ﺑﺎﻭﺭ ﺷﺪﻡ ...
ﺳﺎﺩﻩ ﮔﻔﺘﯽ ﺑﺎﻭﺭﻡ ﮐﻦ ! ﺑﺎ ﺗﻮ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﻢ ﻭﻟﯽ ...
ﺭﻓﺘﯽ ﻭ ﺩﺭ ﺷﻌﺮ ﺗﻮ ﺧﻂ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺷﺪﻡ ...
ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺩﺭ ﻭﺣﺸﺖ ﺑﯽ ﺍﻧﺘﻬﺎﯼ ﻓﺎﺻﻠﻪ ...
ﺑﺎ ﻫﺠﻮﻡ ﺗﻠﺦ ﺷﺐ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ ﻫﻤﺒﺴﺘﺮ ﺷﺪﻡ ...
ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺷﻌﻠﻪ ﻧﺎﺑﺎﻭﺭﯼ ﻫﺎ ﺳﻮﺧﺘﻢ ....
ﺳﻮﺧﺘﻢ ﺩﺭ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﯽ ﺗﻮ،ﺧﺎﮐﺴﺘﺮ ﺷﺪﻡ ...
ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩﯼ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﯿﺖ ﻏﺰﻝ ﻫﺎﯼ ﻣﻨﯽ ...
ﺣﯿﻒ ﺭﻓﺘﯽ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻣﺼﺮﻉ ﺁﺧﺮ ﺷﺪﻡ



:: موضوعات مرتبط: بانوان , دیوان اشعار , ,
|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : sepehr
تاریخ : چهار شنبه 9 / 6 / 1394
تندیس چهارعالم بزرگ تاریخ

در مقابل ساختمان سازمان ملل در کشور اتریش شهر وین ، تندیس چهار ستاره شناس پزشک و عالم بزرگ تاریخ را ساخته اند
1- ابو علی سینا : فیلسوف و دانشمند ایرانی ، نویسنده کتاب شفا یک دانشنامه علمی و فلسفی جامع است و القانون فی الطب یکی از معروف‌ترین آثار تاریخ پزشکی است.
2- ابوریحان بیرونی : دانشمند بزرگ و ریاضی‌دان، ستاره‌شناس، تقویم‌شناس، انسان‌شناس، هندشناس و تاریخ‌نگار بزرگ ایرانی در سده چهارم و پنجم هجری است.
3- حکیم خیام نیشاپوری: فیلسوف، ریاضی‌دان، ستاره‌شناس و رباعی سرای ایرانی در دورهٔ سلجوقی
4- زکریای رازی : پزشک، فیلسوف و شیمی‌دان ایرانی که آثار ماندگاری در زمینهٔ پزشکی و شیمی و فلسفه نوشته است و به‌عنوان کاشف الکل و جوهر گوگرد (اسید سولفوریک) مشهور است.
اين چهار دانشمند در زير چهار طاقی بزرگ ايران تربيت يافتند و دانش خويش را به چهار سوی جهان پراکنده اند، که يادآور مشارکت مردم ايران در دانش و علوم نوع بشر می باشد. جالب است بدانید معماری این طاق همانطور که مشاهده می شود همانند معماری پارسه بنا شده است."

جالب اينجاست ، کمتر ايراني از اين نماي باشکوه و غرور ملي خبر دارد .



:: موضوعات مرتبط: متفرقه , ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : sepehr
تاریخ : چهار شنبه 9 / 6 / 1394
زندگی خوب زندگی شاد است

زندگی خوب زندگی شاد است
البته قصدمن این نیست که
اگر شما خوب باشید حتما شاد خواهید بود
منظورم این است که اگر شما شاد باشید
خوب زندگی خواهید کرد

برتراند راسل



:: موضوعات مرتبط: طنز , ,
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : sepehr
تاریخ : چهار شنبه 9 / 6 / 1394
ﻭﻗﺘﯽ ﻇﺮﻑ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﯽ

ﻭﻗﺘﯽ ﻇﺮﻑ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﯽ،
ﺩﻋﺎ ﮐﻦ .. ﺷﮑﺮ ﮐﻦ ..
ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ
ﻇﺮﻑ ﻫﺎﯾﯽ ﺩﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﺑﺸﻮﯾﯽ
ﯾﻌﻨﯽ ﻏﺬﺍﯾﯽ ﺩﺭ ﮐﺎﺭ ﺑﻮﺩﻩ
ﯾﻌﻨﯽ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺳﯿﺮ ﮐﺮﺩﯼ
ﯾﻌﻨﯽ ﺑﺎ ﻣﺤﺒﺖ، ﺑﺎ ﻋﺸﻖ
ﺍﺯ ﯾﮑﯽ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﻣﺮﺍﻗﺒﺖ ﮐﺮﺩﯼ
ﺑﺮﺍﯾﺸﺎﻥ ﺁﺷﭙﺰﯼ ﮐﺮﺩﯼ، ﻣﯿﺰ ﭼﯿﺪﻩ ﺍﯼ
ﺗﺼﻮﺭ ﮐﻦ ﭼﻨﺪ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﻧﻔﺮ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻟﺤﻈﻪ
ﻇﺮﻓﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﺴﺘﻦ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ
ﯾﺎ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﻣﯿﺰ ﺑﭽﯿﻨﻨﺪ!
ﭘﺎﺋﻮﻟﻮ ﮐﻮﺋﻠﯿﻮ



:: موضوعات مرتبط: بانوان , چرند و پرند , ,
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : sepehr
تاریخ : پنج شنبه 5 / 6 / 1394
متنی بسیار زیبا وقابل تامل از پرفسور سمیعی

متنی بسیار زیبا وقابل تامل از پرفسور سمیعی

برای کسی که
‫‏میفهمد‬
هیچ توضیحی لازم نیست
و
برای کسی که
نمیفهمد‬
هر توضیحی اضافه است

آنانکه میفهمند
عذاب‬ میکِشند
و
آنانکه نمی فهمند
#عذاب می دهند

مهم نیست
که چه "مدرکی" دارید
مهم اینه
که چه "درکی" دارید

مغزِ کوچک
و دهانِ بزرگ
میلِ ترکیبیِ بالایی دارند

کلماتی که
از دهانِ شمابیرون می آید
ویترینِ فروشگاهِ شعورِ شماست

پس

وای بر جمعی
که لب را
بی تامل وا کنند

چرا که

کم داشتن و زیاد گفتن
مثلِ
نداشتن و زیادخرج کردن است!

پس نگذارید

زبانِ شما
از افکارتان جلو بزند!!!



:: موضوعات مرتبط: چرند و پرند , ,
|
امتیاز مطلب : 8
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : sepehr
تاریخ : پنج شنبه 5 / 6 / 1394